مقاله‌ها

دولت چین تورک‌های اویغور مسلمان را عقیم‌سازی‌ می‌کند

دولت چین تورک‌های اویغور مسلمان را عقیم‌سازی‌ می‌کند
​در سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریورماه امسال)، دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل گزارش داد که پنهان‌کاری‌های چین نمی‌تواند سوءاستفاده‌های بی‌پایان (مانند شکنجه و کار اجباری) را مخفی کند. یک بازمانده اویغور-ازبک جزئیاتی از عقیم‌سازی اجباری و شکنجه در اردوگاه‌ها ارائه داد، که نشان می‌دهد دولت چین اویغورهای زندانی را با شکنجه‌های وحشتناک عقیم‌سازی می‌کند. مقامات چینی خروج اویغورها و دیگر اقلیت‌های مسلمان از کشور را تقریباً ناممکن کرده‌اند.
​قلب‌نور صدیق در یکی از اردوگاه‌-بازداشتگاه‌های بدنام اویغورها و دیگر اقلیت‌های مسلمان در سراسر استان غربی سین‌کیانگ (ترکستان شرقی) کار می‌کرد. این معلم زبان چینی می‌گوید او را وادار کردند در دو اردوگاه درس بدهد؛ جایی که به گفتۀ او بازداشت‌شدگان در معرض شکنجه، تحقیر و کنترل اجباری باروری قرار داشتند.
​پس از حدود ۹ ماه کار در این اردوگاه‌ها در سال ۲۰۱۷، خود صدیق هم به اجبار عقیم شد. این تجربۀ هولناک باعث شد که در سال ۲۰۱۹ به هلند مهاجرت کند. او به بخش بالکان رادیو اروپای آزاد گفت: «التماس کردم که مرا برای عمل جراحی نبرند. گفتم که دیگر نمی‌توانم و نمی‌خواهم بچه‌ای بیاورم. اما باز هم عقیم شدم.»
​برآورد می‌شود طی هشت سال گذشته بیش از یک میلیون مسلمان -اویغورها و دیگر اقوام قزاق، قرقیز، تاجیک و ازبک- در شبکۀ گستردۀ اردوگاه‌های با سطح امنیتی بالای چین در سین‌کیانگ (ترکستان شرقی) ناپدید شده باشند. پکن مدعی است این مراکز، اردوگاه‌های آموزش فنی برای مقابله با افراط‌گرایی مذهبی‌اند. اما فعالان، گروه‌های حقوق بشری و بازداشتی‌های سابق از تجاوز، سقط جنین‌های ناخواسته و کار اجباری در این اردوگاه‌ها سخن گفته‌اند.
​برخی گروه‌های حقوق بشری و پارلمان‌های غربی، چین را به ارتکاب نسل‌کشی در این منطقه متهم کرده‌اند؛ ادعایی که پکن رد می‌کند. صدیق که ازبک‌تبار است، در دبستانی در اورومچی، مرکز استان سین‌کیانگ، تدریس می‌کرد که در فوریۀ ۲۰۱۷ از سوی مقامات احضار شد. سپس او را مجبور کردند شغل تازه‌ای بپذیرد: تدریس زبان چینی در یک اردوگاه‌-بازداشتگاه تمام‌مردانه. صدیق متعهد به عدم افشای مشاهدات شد و یک مأمور پلیس او را هر روز به محل کار جدیدش می‌برد و برمی‌گرداند. او گفت: «دست‌هایشان را بسته بودند و باید چهاردست‌وپا به “کلاس‌ها” وارد می‌شدند. از هر نظر زجر می‌کشیدند. گاهی از اتاق‌های دیگر فریاد و التماس برای کمک می‌شنیدم.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا